مرتضى راوندى

111

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

اجتماعى او بر جنبه‌هاى منفى بسى فزونى دارد . حق ز هر جنسى چو زوجين آفريد * بس نتايج شد ز جمعيت پديد چون عدو نبود جهاد آمد محال * شهوت ار نبود نباشد انتسال « 1 » هين مكن خود را خُصى رُهبان مشو * ز انكه عفّت هست شهوت را گرو انفقوا ، گفت است ، پس كسبى بكُن * ز انكه نبود خرج بىدخل كُهَن گرچه آورد انفَقو را مطلق او * تو بخوان كه اكسبوا ثم انفقوا پس « كُلوا » از بهر آدم شهوت است * بعد از آن « لا تُسرِفوا » ، زان عِفّت است ( مولوى ) در جاى ديگر مىفرمايد : از تَرهُب « 2 » نهى فرمود آن رسول * بدعتى چون برگرفتى اى فضول رنج بدخويان كشيدن زير صبر * منفعت دادن به خلقان همچو ابر خير ناس ان ينفع الناس اى پدر * گر نه سنگى چه حريفى با مدر ( مولوى ) نويسندهء مرزبان‌نامه در تأييد و تشويق مردم به سعى و عمل مىگويد : « . . . كاهلى را خرسندى مخوان . . . كه تا تو در بست و گشاد كارها ميان « 3 » جهد نبندى ترا هيچ كار نگشايد . » جنبش جبر خلق عالم راست * جنبش اختيار ، آدم راست ( سنائى ) « بزرجمهر گفت ، استاد را پرسيدم كارها به كوشش است يا به قضا گفت كوشش قضا را سبب است . . . » ( تاريخ گزيده ) برگرديم بر سر اختلافى كه بين صاحب‌نظران در پيرامون « اعتقاد » و « عمل » پديد آمده است : اعتقاد و عمل اختلاف سوم مبتنى بر اين بود كه آيا اعمال « جزو ايمان است يا نه ، محدثين چنين تصور كردند كه در حقيقت و باطن ايمان « اعمال » هم داخل است ، ليكن اهل نظر كه امام ابو حنيفه پيشرو آنهاست ، بين اعتقاد و عمل تفريق و جدايى قايل شده‌اند . به‌نظر اين گروه كه روشى آميخته با تساهل دارند ممكن است يك نفر اصول ديانت

--> ( 1 ) . نسل و زاد و ولد ( 2 ) . يعنى انزوا و رهبانيت ( 3 ) . كمر